آرشیو کد آهنگ تاریکــی هاے منزو ے

 - مصطفی ق,آرزو م,سارا ش,امیر یانی لوید رایت,مهرداد دهنام,آدم  معمولی,پارسا رحمانی,اهورا خاموش ,فهیمه و,ماری  ,میکائیل آرام,مریم   ,نسیم س,

کاش . . . 

روز هایمان یلدا بود !



+ یلدایتان سرخ و سبز . . . و نه قهوه ای شبیه زندگی !





مش حسن . . .

تنها نیستی؛ ما هم خیلی وقت است که

گـآو شده ایم !







آن روزها را خاطرت هست ؟

که گوش هایم لـَه لـَه صدایت را میزد ؟

و هی نفس میکشید لابه لای صدای خشدار سکوتت. . .

مطب زه وار در رفته و تخلیه عفونت گوش هایم چطور ؟

و تجویز داروی مادر بزرگ . . .

حالا هی دارو میکشم ! نه برای عفونت گوشم هایم

نه . . .

میترسم حنجره ام طاعون بگیرد !




+ برو ! دیدنت چشم هایم را مسموم میکند ...
 
+ یادمون باشه ، وقتی باید باشیم باشیم ! نه وقتی خواستیم باشیم بیایم که باشیم !

+ لطفا متن بالا را جدی بگیرید !!



پ.ن : من از کنکور بدم میاد ...


سرت را بالا بگیر !

میدانم ؛ این سر بالایی های زندگی امانت را بریده . . .

جاذبه زمین چشمهایت را سفت چسبیده ، میدانم !

با این همه اُفتادگی امآ رفیق جان

لااقل دستت را بالا نگه دار . . .

میدانم خدا انتهای این بن بست فولادی منتظر دستانت هست

برای پرواز . . .

میدانم !


+ الان بنده هانی ِ همه چی دانم

+ این کتاب دوران بچگیم همپای من بود از رخت خواب تا اسکیت روی قالی !!




 - حسین مود سیسیلی,اشکان ملک,شیدرخ ,توپاز ,پرتو            ,خانم باداباد ,دیوانه ای کمتر ,سارای ایرجی,فافا    ,دافنه زن ِ زیادی ,همیشه بی تعبیر ,محسن اقبالی,ساز نا ندارد    ,نسیم آریا,بلوط ِ بنفش ,آرامش ,آدم  معمولی,الی سه نقطه,من همان سیپانم همین,

چه باشکوه . . .

من و تو قدم بزنیم

و نسیم دنبالمان کند بین فواره ی مستی و خیال

خیلی با شکوه میشود اما ؟!

این میدان آزاد نیست برای ما ؛

تو باشی و من و نسیم ِ دنبالمان . . .

باور کن همین میدان آزادی هم میشود بهشتمان !




 - عارفه ,پوریا  ,سامان ,آدم  معمولی,پرنده  سبز,مرضیه باشی,پروانه شاید پروانه شود,محمد میم,ضمییر تلخ,افاق گارفیلد پیر,بهزاد بامداد,سالار سالاری,سانیاس    ,سیما راد,لولی وش ِ مغموم ,آدم آهنی,بادبادک باز,انتری که لوطیش مرده بود  ,یک امین فقط همین,هیچکس هیچ,زنـجـیـری

از چشم دنیا هم که قایم باشی . . .

خدا همه جا هست !





چوب بری

ایمان داشت که جنگل هوایِ ریـه های سرطانی اش را دارد

ایمانش کم نبود . . .

عکس را که دید دق کرد . . .

ایمان داشت !


چیزی به صبح نمانده . . .

چراغ خواب جدیدت را میچرخانی و من میپیچم به آغوشت

وسایل جدید مرا میترساند

چشمانم را میبندم ...

رنگ شب میپرد و خورشید از رد پایت جوانه میزند !

و من سال هاست در تاریکی تنها نشسته ام

با آلت قتاله ات . . .




هیچی مثل این عنوان واسم نشد !






تق تق ِ صدای چکمه هایت

درست مثل آواز دُهــل میماند !

دور بمان . . .



http://www.pic.iran-forum.ir/images/75ezemjwcrj0z2hvlw.jpg


به همین مناسبت

تمام سوال های شما را پاسخ گو هستم






تلخ هم که باشی

ملالی نیست

من خودم نباتم ... شکلاتم !!




دردش که به اسم تو باشد ،

فهمش هم

کار خودت میشود !




در روایات آمده :

بلاگفا  که تعطیل بشه چهار عضو بدنمون دعامون می‌کنن : باسن و چشم و انگشت و مثانه


http://irupload.ir/images/59d290q09jpyfdfajkb6.jpg

صدای شکستن تو

آغاز حیات من است

تخم مرغ جان !






رابطه‌ی ساندیس با بسیجی‌

مثل رابطه داداش کایکو هست با دستمال قدرت



+ راحیل نه دیگه میخواد منزوی باشه ! نه ملکه . . . چیکا کنه ؟! ...




کجایی ؟!

حسابی با مـُحرم ات مـَحرم شده ایم

به عشقش فحش های نا موسی طرح میزنیم (روی ماشین)

شب ها زیارت اهل دلمان میرویم و خواهر برادری بزم میزنیم !

زنده ست هنوز ؟

اسلامت را میگویم که به محرم و صفر بود !

زنده ست هنوز ؟


+ 40 شب زیارت عاشورا به از زیارت خواهر و برادری های شرعی !




چپ چپ نگاهم میکند . . .

نزدیک می آید ،

خانم و تنهایی چه نسبتی با هم دارید ؟

آن آقای دیروز را جایی جا گذاشتید ؟

انگار او هم فهمیده !

من و تو با تمام بی نسبتی به هم نسبت داریم !






عادت شده بود که همیشه تویی باشد برای من و منی برای تو

انگار که ضمیر هایمان از تنهایی ترسیده باشند !

عادت کرده بودیم من با تو معنا میشود

و ما کلمه ی نابیست !

انگار که به علاوه کلید مقدس حساب کتاب هایمان باشد

عادت بود همش میدانم . . .

میدانی ؟

عادت چیز مزخرفیست !




این منی که ممتد اِشغال هر آشغالی میشد

حالا آزادِ ، آزاد

پنجه تنهایی به دیوار میساید !

و سطر به سطر دلش چله ی آمدن کسی را دارد

که نمیداند کیست !

و دست هایش وامانده از بی کسی کسانی که کسی نمیشوند



+ کسی که در دور دست ها دستهایم را میخواست خاطرتان هست ؟

آمده . . .  حالا !  حالا که  دلم به آمدنش نیست !


+ حالا آهنگ پیشواز دلم رو همه میشنون . . .  بی اِشغالی !



بازی تازاه ای نیست . . .

پیچش سیگاری داشتنت لای انگشتانم ،

لب زدن به تمام ضرر هایت

دود شدنت میان نفس هایم

و همیشه هست  . . . این خاکستری جای پایت !


+ و حتی زودتر از سیگارهای نکشیده ام تمام میشوی !




من تو را خوب میشناسم ! و میبافم  . . .

جرقه میزند و جای آتیش !

میترسم ، میترسم  . . . اتصالی نکند

پریز خواستـنــت را میکـِشــم

خبرهای بدی در راه است . . .

و میبافم !

آرام زیر لب میگویی

و من ماهاست که بلند بلند میشنوم .

زمزمه رفتنت با خودش زمستان می آورد

و من آسوده زیر پوش تنهایی را چاک میزنم . . .

آتش چشمانت را  با اشک هایم خاموش میکنم

پتوی گرم خاطرات ناتمام را دورت بپیچانم جانکم ؟!

سرد تر هم میشود ! میدانم . . .

و میبافم !!



* یا شم احساسی !



تاریکــی هاے منزو ے
ABOUT

اقرار به شفایِ اين جراحتِ مشترک

غير ممکن است،

اقرار به رازِ سَر به مُهرِ اين قصه

غير ممکن است.


من حرفی نخواهم زد

خوابی نخواهم ديد

کاری نخواهم کرد.



از آن همه حادثه

من هرگز چيزی به ياد نخواهم آورد.


تاریکــی هاے ملکه ے منزو ے
CATEGORIES
TAGS
OTHER